دانلود عکسهای درخواستی همراه با متن های خواندنی جدید، جملات تصویری و جمله عکسهای احساسی راجع به کهنه شدن دردها واسه متن پروفایل، مجموعه عالی از تصاویر خاص در کنار تکست های بی نظیر و جمله های جذاب درخواستی، معرفی یادداشت های تصویری مختلف شیک دوستانه درباره دردای کهنه برای پروفایل، تصویرهای متنوع با عنوان درد کهنه، انواع تصاویر متن دار محشر، بهترین تصویرنوشته های به روز فاز غم با موضوع دردهای کهنه، ساخته شده طبق سلیقه های شما عزیزان.


گاهی واسه تکرار این دردای کهنه

دارم تموم عمرمو از دست میدم...


*******************


خیالی نیست، دیگر دردهایم را نمی گویم به روی دردهای کهنه ام تشدید بگذارید...

"امید صباغ نو"

*******************

از جنس پاییزم دلم گستره ایست به اندازه ی ابدیت و ژرفایی به اندازه ی عشق سرشارم از کهنه دردهای روح و پُر از باورهای ترک خورده ! هزارتوی افکارم را شهد هیچ خاطره ای شیرین نمی کند و در کهکشان نگاهم ستاره ی هیچ آرزویی سوسو نمی زند ! این در سرنوشت است که مصرانه بر همان پاشنه می چرخد ! وقت تنگ است آه ای آرامش پشت کدام در انتظارم را می کشی؟؟؟

*******************

شدت تنهایی ام را ساز میفهمد فقط

راه حل مشکلم اعجاز میفهمد فقط

شاعری آشفته حالم بغض سنگین مرا

بلبلی جا مانده از پرواز میفهمد فقط

درددل های مرا هرگز نفهمیده کسی

سوز حرف تار را "شهناز" میفهمد فقط

زخم هایم کهنه اند و درد زخم کهنه را

لخته خون پای یک سرباز میفهمد فقط

نم نم باران چشمم ای خدا تاوان چیست؟ ساز من کو؟ درد من را ساز میفهمد فقط

*******************

کی میشود درمانِ درد کهنه ام

لطف کن امشب غزل گو باش، بد افسرده ام...!

"علیرضا صادقی" ‌‌‌

*******************

اینجا کسی دیگر نمی فهمد نگاهم را هرگز نمی بیند کسی بخت سیاهم را درد بدی افتاده بر جان غزلهایم حتی غزل، درمان نمی گرداند آهم را نفرین آذر خورده بر پیشانی بختم این صاعقه پاشیده تقدیر تباهم را زیباترین احساس من مدفون پاییز است سرمای پاییزی شکسته تکیه گاهم را حالا که در چنگال دردی کهنه می میرم... باید که بر دوشت کشی بار گناهم را می بندم امشب بار رفتن را از این دنیا اینجا کسی دیگر نمی فهمد نگاهم را

*******************

مونده ام با یه درد کهنه خسته ام از این زمونه

*******************

اگر درد هم معرفت داشت، ساده تر با آن کنار می آمدیم. چقدر زمان می بَرد تا انسان با دردی تازه اُخت شود؟ با یک سردردِ ساده. غمی کهنه در سینه داریم وُ سالها با خودمان، هرکجا رفته ایم، بُردیمش. اما درد، دردِ بی مرام، در سرت می نشیند، تا می آیی به بودنش خو بگیری، از جایش بر می خیزد! تا می آیی سر بر بالش بگذاری، برمی گردد. نه! درد معرفت سرش نمی شود.

*******************

از درد کهنه ای که مداوا نمیشود یا میشود گلایه کنم یا نمیشود اینک سلام حضرت عیسی تر از مسیح لطفت نگو که شامل ماها نمیشود ای من فدای پنجره فولاد چشمهات از بغض من چرا گرهی وا نمیشود؟ یوسف ترین عزیز !مرا تا خودت بخوان هرچند این غریبه زلیخا نمیشود

*******************

آخرش دردِ دِلَت ، دَر به دَرَت خــــواهد کــــرد مهره ی مارِ کسی، کور و کَرَت خــــواهد کــــرد عشـــق ، یک شیـــشه ی انگور کنار افــتادست که اگــر کُــهنه شــود ، مَــست تَــرَت خواهد کرد ازهمان دست که دادی ، به تو بَر خواهد گَشت جگر خون شــده ام ، خــون جِگَرت خواهد کرد

*******************

درد بزرگ سرطانی من کهنه ترین زخم جوانی من... با تو ام ای شعر به من گوش کن نقشه نکش حرف نزن گوش کن... از همه ی کودکی ام درد ماند نیم وجب بچه ولگرد ماند... حال مرا از من بیمار پرس از شب و خاکستر سیگار پرس... از سر شب تا به سحر سوختن حادثه را از دو سه سر سوختن... خانه خرابی من از دست توست آخر هر راه به بن بست توست

*******************

اگر درد هم معرفت داشت، ساده تر با آن کنار می آمدیم. چقدر زمان می بَرد تا انسان با دردی تازه اُخت شود؟ با یک سردردِ ساده. غمی کهنه در سینه داریم وُ سالها با خودمان، هرکجا رفته ایم، بُردیمش. اما درد، دردِ بی مرام، در سرت می نشیند، تا می آیی به بودنش خو بگیری، از جایش بر می خیزد! تا می آیی سر بر بالش بگذاری، برمی گردد. نه! درد معرفت سرش نمی شود. #محمد_مرکبیان

*******************

آه جز آینه ای کهنه مرا همدم نیست... پیش چشمان خودت اشک بریزی کم نیست... یک خود آزاری زیباست که من تنهایم... لذتی هست در این زخم که در مرهم نیست... بی سبب درد که هم قافیه با مرد نشد... آدم بی غم و بی درد که دگر آدم نیست... تو نبین ساکت و ارام نشستم کنجی... حرف نا گفته زیاد است ولی محرم نیست... سید تقی سیدی

برای دیدن استیکرهای تلگرامی و یا تصاویر بیشتر از لینک های پایین استفاده نمایید.

استیکر